دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری بیداری ملت در وب سایت منتشر خواهد شدپیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

چرا گفتار لیبرال دربارۀ انسجام اجتماعی، علیه انسجام اجتماعی است؟
هنوز آنقدرها هم فریب لیبرالها را نخوردهایم که تصور کنیم رعایت حریم و حدود الهی، میتواند مانع وحدت و انسجام ملتی باشد؛ اما این انگاره آنقدر در فضا حاضر و پُرتکرار است که در لحظات حساس، ما را دچار خطای در تصمیم و عمل کند؛ و یا دست کم ما را دچار حیرت کند. معمولاً دربارۀ انسجام و اتحاد سخن فراوان میگوییم، بیآنکه دربارۀ بنیاد و اساس و قوام آن، صادقانه چیزی پرسیده باشیم. سؤال سرراست و واضح در این موقعیت آن است که «وحدت و انسجام ملت چگونه "هست"، در حالی که میتوانست "نباشد"؟» تجویزها و توصیهها و راهبردها و سیاستهایی که ادعای انسجامآفرینی میکنند و یا آن دسته قضاوتهایی که کسانی را متهم به ضدوحدت بودن میکنند، سخن و ادعایشان بر باد است مادامی که از پس این پرسش بر نیامده باشند. کمی دوروبرمان را ببینیم؛ از این دروغ و دغلها بسیار است.
چیزی که مردمانی را متّحد میکند، چیست؟ «دشمن»؟ یعنی ملتهایی نبودهاند که دشمن داشتهاند و متحد نشدهاند؟ «بغض مشترک»؟ آیا آنان که بُغضی مشترک دارند، در سطوح دیگری در حب و بغضشان نسبت به هم دشمن یکدیگر نیستند؟ آیا «ترس» از نابودی، ترس نسبت به از دست رفتن «منافع»، مردم ما را متحد کرده است؟ آیا ما مردمان از سر ترسمان است که متحد شدهایم؟ بعید است بتوان به وحدت حول «ترس» یا وحدت حول «منافع» امیدی بست. ترس میریزد و منافع تغییر میکند و یا از بین میرود. وحدت ما حول چیست؟ حول هرچه باشد، تقویت آن همان است که وحدت و انسجام را بیشتر و محکمتر خواهد کرد.
طبیعت ما آدمیان، اقتضایش وحدت نیست؛ بلکه افتراق است. کتاب الله توضیح میدهد که طبیعت ما موجودات پرنقص و پر اشکال، چیزی جز اختلاف و تشتت را اقتضا نمیکند؛ «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ-إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ...» (و اگر پروردگار تو مىخواست، قطعاً همه مردم را امّت واحدى قرار مىداد، در حالى كه پيوسته در اختلافند، مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کرده...).
پس مردمان دائماً در حرکت به سمت تباهیِ اختلاف و تفرد و تشتتاند؛ مگر آنکه رحمت خدا در کار باشد. خداوند مردم را همچون امّت واحده «جعل» نفرموده. حال که طبیعت تودهوار مردمان میل به پراکندگی دارد، راه وحدت چیست؟ قرآن میفرماید راه وحدت، رحم و رحمت خداوند است؛ «الا من رحم ربی». اتحاد و انسجام و یکدلی مردمان، حاصل رحمت الهی است؛ نه چیز دیگر.
سؤال بعدی اینجاست که چگونه جامعهای ذیل رحمت الهی قرار میگیرد؟ کتاب خدا در این زمینه توصیفی شفاف ارائه میفرماید: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مىدارند و از كارهاى ناپسند باز مىدارند و نماز را بر پا مىكنند و زكات مىدهند و از خدا و پيامبرش فرمان مىبرند آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است).
راه جلب رحمت الهی آن است که مؤمنین ولایت یکدیگر را به عهده بگیرند و از یکدیگر دستگیری کنند. نشان اصلی و بروز و ظهور عملی این رابطۀ ولایی در جامعه؟ امر به معروف و نهی از منکر و اقامۀ نماز و ایتاء زکات و اطاعت خدا و رسولش. در این صورت میفرماید: سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ.
در برابر این توجه قرآنی، کوتهنظری ما قرار میگیرد؛ تصور فاسدی که پیشنهادش برای تقویت وحدت و انسجام، نه حرکت ذیل رحمت الهی، بلکه بیاعتنایی نسبت به این سیر است. تجویز آن منظر هم در نهایت عبارت است از کمرنگکردن حد و مرز معروف و منکر. ما تصور میکنیم وحدت و انسجام به معنای رقیقکردن مرز حرمات الهی و سکوت در برابر هتکشدن حریم پروردگار است. به نحوی در بعضی گوشها، از عبارت «انسجام اجتماعی را بر هم نزنید»، به راحتی نوای «امر به معروف و نهی از منکر را تعطیل کنید» متبادر میشود. میگویند: «از معروف و منکر نگویید تا انسجام از دست نرود»؛ بیخبر از آنکه اساساً اگر انسجامی هماکنون در کار است، حول اهواء متشتت نفسانی، منافع مشترک و چیزهایی از این دست نیست، بلکه حول مخالفت با ظلم بهمثابه منکری از منکرات الهی است. حول جهاد است بهمثابه یکی از مهمترین معروفهای الهی.
روی این مبنا انسجام موجود و محقّقشده در میان ملت ایران، نه حاصل دستکشیدن از حدود الهی، بلکه مرهون حدنگهداری ایشان است؛ مرهون جدیت ایشان در بازشناسی و تذکر مدام به مرز مهم و روشن عدل و ظلم، حق و باطل و معروف و منکر. این حدنگهداری است که مردمانی را از ورطۀ سیر استدراجی و حقفراموشی دور میکند و به وادی پر ابتلای جهاد میکشاند و در نهایت هم ذیل فرمانروایی رحمت الهی، در اتحاد و انسجام قلوب و اقوال و اعمال سیر میدهد. به هر میزان که منکر، همچون منکر شناخته شود و از آن نهی شود، و به هر میزان که معروف همچون معروف شناخته شود و بدان امر شود، سیر در رحمت شدت گرفته و در نتیجه، قلوب مردمان به یکدیگر بیشتر متصل خواهد شد.
در مقابل هر چه مرز معروف و منکر رقیق شود و هویت ایمانی مؤمنین و ایمان آنان نسبت به منکربودن منکرات و معروفبودن معروفات کاسته شود، از سایهسار رحمت الهی خارج شده و از عالَم انسانیت به عالم طبیعت هبوط کرده، به سیر در وادی «لایزالون مختلفین» وارد خواهند شد و دائماً تفرد و پراکندگیشان شدت و کثرت خواهد گرفت.
کسانی که در حفظ هویت ایمانی و رعایت حدود الهی، نهی از منکر و امر به معروف میکوشند، همانان حافظان مهمترین عنصر قوامدهندۀ وحدت و انسجام ملت ایراناند.
نویسنده: حمیدرضا میررکنی
کپی